محمد پوریا محمد پوریا ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

پوریا امید زندگی مامانی و بابایی

شرح خاطرات اخیر...

1391/12/6 16:46
1,008 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به شاه دنیا که یه یدونست اونم مال مامان صفوراست

خیلی وقت بود مطلب جدید اضافه نکردم که شرح اتقاقات به این ترتیب است که امتحانات مامانی و بابایی شروع شد یه ماهی رو با امتحانات مشغول بودیم ،تازه امتحانات تموم شده بود که مادربزرگ بابا ناصر فوت شد و یه هفته ای رو مشغول برگزاری مراسم بودیم بعد از اون مادر جون اینا (مامان بابا ناصر)به خاطر وجود موریانه تو خونه شون مجبور به سم پاشی خونه هاشون شدن و چند روز مهمون خونه ما بودند البته وسطش چند روزی هم با هم(بدون بابا ناصر) رفتیم مشهد هم زیارت  و هم سیاحت خونه عمه فاطمه که واقعا خوش گذشت و البته یادم نره بگم که بعد یه روز اونقدر دلتنگ بابا ناصر شدی که همش می گفتی :

بابا ناصر رفته اداره ؟بابا ناصر کی میاد؟...

روز سوم می گفتی:مامان خسته شدم!مامان مریض شدم!مامان بریم دکتر!

و بالاخره در حال تدارک جشن تولد سه سالگیت واسه 17 اسفند هستم .....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

الهه مامان یسنا
9 اسفند 91 20:46
ای جان زیلرت قبول. و پیش پیش تولد شازده کوچولو مبارک
سعیده مامان آرتین (شازده کوچولو)
10 اسفند 91 11:34
حسابی سرتون شلوغ بوده ها. انشالله که امتحانا بخوبی برگزار شد. ما منتظر خبراهای تولد و عکسها هستیم.
مامان سونیا
17 اسفند 91 11:08
.,,,,,,,,,,,,,,,,*,,,,,*,,,,,* ,,,,,,,,,,,,,,,,,’0,,,,”0,,,,”0 ,,,,,,,,,,,,,,, _||___||___||_ ,,,,,,,,,,,’*,,{,,,,,,,,,,,,,,,,,,,},* ,,,,,,,,,, 0,,{/\/\/\/\/\/\/\/\/\/},’0 ,,,,,,,,,_||_{_________”___}_||_ ,,,,,,,,{/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/} ,,,,,,,,{,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,} ,,,,,,,,{/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/} ,,,,,,,,{_____________”_________}
مامان یسنا
30 اسفند 91 10:21
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایت رنگارنگ سال نو مبارک . . .
مامان رانیا
2 فروردین 92 21:47
تولدت مبارک سال نو هم با سلامتی و خوشبختی